همان جوری که آرزو می کنم که قدم یه کم کوتاه تر بود تا بتونم کفش های پاشنه بلند رنگی بپوشم٬ آرزو می کنم ای کاش بابام بعد از دیپلم شوهرم می داد تا من الآن به جای "دختر بیست و پنج ساله" "زن بیست و پنج ساله" می بودم و چیزی را در دنیا داشتم که فقط مال خودم بود - بچه!
همان جوری آرزو می کنم موهام نارنجی بود و صورتم کک و مک داشت.
همان جوری آرزو می کنم کلاس خیاطی برم تا بتونم چیزهای عینی را در کم ترین زمان "خلق" کنم.
همان جوری آرزو می کنم در آینده شغلم جهانگردی باشد٬ با درآمد بالا.
همان جوری آرزو می کنم به جای این آرزوهای پیش پا افتاده٬ آرزوهای بزرگتر و مهم تری می داشتم.
همان جوری آرزو می کنم دیگه آرزو نکنم.