تبليغاتX
شاید حرفی دیگر

شاید حرفی دیگر

 

گمشده دختری بیست و پنج ساله هر روز صبح بیدار می شود و چه از خانه خارج بشود چه در خانه بماند گم می شود.

گمشده از هیچ بیماری دماغی (به فتح د) رنج نمی برد ولی با بیماری دماغی (به کسر د) سال هاست دست به گریبان است.

نامبرده موقعیت خود را تشخیص نمی دهد و جایی میان واقعیت و تخیل گم شده.

از یابنده تقاضا می شود کاری به کار گمشده نداشته باشد و مژدگانی دریافت کند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آذر1387ساعت   توسط مریم  | 

 

"آیا تمام آنچه با تولدم از من گریخت

با مرگ من دوباره به من می رسد؟" 

 

یدالله رویایی

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت   توسط مریم  | 

 

حتی نمی خواهم اشک هام بند بیاد.

حتی به سه شنبه فکر نمی کنم.

فقط به آن چشم های آهویی مرغوب فکر می کنم که زندگی را می بلعیدند به آن خنده های براق که تک تک لحظات را صیقل می دادند.

به آن هدیه ی اردیبهشت فکر می کنم٬ همان Sweet November* .

تو همان نوامبری برای من که تمام نمی شوی٬ که در لحظه تکرار می شوی برای من.

 

 

*اشاره به فیلم  Sweet November .

+ نوشته شده در  جمعه 8 آذر1387ساعت   توسط مریم 

 

تلویزیون برنامه ای دارد با عنوان Miss Naked Beauty. محتوای برنامه این است که زنان و دختران معمولی که به نوعی با تصویر بدن خود مشکل دارند در مسابقه مانندی شرکت می کنند و برنده ی مسابقه نماینده ی کمپینی است جهت اصلاح وضعیت موجود دنیای صنعت٬مد و تبلیغات. وضعیتی که تصویر واحد کالاگونه ای از زن ارائه می کند. زنانی با سایز صفر٬ بینی صاف و گونه های برجسته٬ دستانی کشیده و موهایی همواره آراسته. زنانی که با دنیای واقعی فاصله هایی دارند.

مسابقه ابتدا با آشکار کردن ترس ها و ناامنی های روانی افراد نسبت به خودشان آغاز می شود. مرحله ی بعدی گفتگو با نمایندگان صنعت و تجارت است٬ برنده ی این مرحله کسی است که نمایندگان را قانع کند از مانکن های سایز واقعی استفاده کنند. مرحله بعدی عکاسی است. شرکت کنندگان باید در مقابل دوربین عکاس حرفه ای قسمت هایی از بدن خود را که زشت و بد فرم می دانند نشان دهند. برنده کسی است که اعتماد به نفس کافی داشته باشد. نکته ی جالب این مرحله٬ نظر سنجی از مردم عادی است درباره ی عکس ها. زنان نظر دهنده غالبا نظری نزدیک به ترس های شرکت کننده داشتند ولی بر خلاف انتظار٬ مردان نگاهی واقعی داشتند و نظراتی چون " شکمش بزرگ است ولی نگاه زیبایی دارد" یا "آنقدر ها هم که ترسیده سینه های زشتی ندارد".

مرحله بعد مصاحبه با یکی از کسانی است که بیشترین تعداد عمل های جراحی زیبایی و استفاده از امور آرایشی (شامل عمل بینی٬ عمل سینه٬ تزریق گونه و لب٬ رنگ مو٬ مدل ابرو٬ کاشت ناخن و تاتو) را دارد. گزارش این مصاحبه باید به نوعی باشد که بدون هیچ توهینی با تحلیل پاسخ های موضوع مصاحبه٬ مخاطب سوم را قانع کند که زیبایی وقتی زیباست که طبیعی باشد.

برنده٬ Miss Naked Beauty است.

مهم ترین دستاورد این برنامه٬ روشن کردن این مسئله است که بیشتر ترس زنان و ذهنیت آنان از خودشان٬ هم چون بسیاری امور دیگر دنیای سرمایه داری٬ قربانی تبلیغات و فرهنگ مصرف زدگی است در جایی که جنبه های دیگر فرهنگ سازی ضعیف عمل می کنند. این واقعیت که حتی در دنیای برابری حقوق زن و مرد٬ ابتدایی ترین امر یعنی تصویر ذهنی زنان از خودشان تحت تاثیر نگاه مردانه (male gaze) است. نگاه مردانه ای که صنعت مد از طریق ستاره های سینما و مجلات مد گسترش می دهد.

این واقعیت برای زنان و دختران سرزمین من هم صادق است.

صادق است که توی سایز چهارده که خیلی بیشتر از سایز هایدی کلوم است و دماغ کج که هیچ شباهتی به دماغ نیکول کیدمن ندارد و ناخن های همیشه کوتاه بدون لب هایی چون آنجلینا جولی٬ زیبایی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت   توسط مریم  | 

 

سلام دخترم

من مادرت هستم٬ اما تو را به دنیا نمی آورم.

دخترم٬

من کمی دیوانه هستم. این را حتما از همان جمله ی بالا فهمیده ای.

دخترم٬

تو می تونی انتخاب کنی که دیوانه نباشی. می تونی انتخاب کنی که من -مادرت- آدم معمولی باشم.طوری که ته چین های خوشمزه درست کنم٬ موهایم را طلایی کنم و دامن کوتاه بپوشم و برایت جوراب ببافم با میل و کاموا. می تونی انتخاب کنی تو را به نحوی بزرگ کنم که با بیداد شجریان مدهوش نشی.

می تونی انتخاب کنی که سخت نگیری زندگی را و آن دندان های ردیف سفیدت را ٬ که حتما به من می روند٬ دائم به خنده نمایان کنی.

دخترم٬

بهتر است تو از کودکی اشوه آمدن و لامبادا رقصیدن را یاد بگیری.

تو باید انتخاب کنی که مهربان باشی بیشتر از اینکه قدرتمند باشی٬ این دنیا اینجوری است گاهی انتخابت باید است.

دخترکم٬

این جهان گاهی بداخلاق است اما تو می تونی انتخاب کنی که گرگ نباشی.

تو باید صبر کردن را خوب یاد بگیری و من تا آن موقع تو را دنیا نمی آورم.

دخترم٬

من مادرت هستم. من کمی دیوانه هستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت   توسط مریم  |