تبليغاتX
شاید حرفی دیگر - من همونم که یه روز

شاید حرفی دیگر

 

خیلی بزرگ بودم٬ بالای همه ی کتاب ها و شعرهایی که خوانده بودم٬ فیلم هایی که دیده بودم٬ آدم هایی که باهاشان می پلکیدم.

آن روز من همان حسابان و هندسه می خوندم و با رگ گردن ورم کرده و هیجان حرف های دیگران را تکرار می کردم و فعالیت انتخاباتی می کردم.

آن یکی روز٬ من درس حق و عدالت می خوندم و با خشم و استدلال فعالیت انتخاباتی می کردم.

من همونم که یه روز٬ تحلیل ساختار اجتماعی خوندم٬ نظریه توسعه خوندم٬ ماهیت انسان مدرن می دانم و در وصف کشورم می نویسم "عجیب غریب" (peculiar)

یه روز٬ یعنی امروز٬ به دور از هر توضیح هیجان زده ای مثه همیشه می دونم مشارکت و برگ رای تنها راه من برای رسیدن به سهم بیشتری از توسعه و دموکراسی است.

 

من همونم که یه روز٬ یعنی امروز٬ دیگه معمولیم. از بالای همه چیزهایی که بودم اومدم پایین.

فعالیت انتخاباتی نمی کنم٬ پوستر و سرود برایت نمیارم٬ سخنرانی نمی کنم.

من رای می دم که به خودم کمک کنم و به تو خیانت نکنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت   توسط مریم  |